ليست وبلاگهای به روز شده
 
 
     
 
Gand zadam
۱۳۸۸/٢/۸
Alan moohaye ali (hamkhuneym) ro kootah kardam. Khoshesh nayumade va asabaniye hamash mige porco dio. Yeki nist bege bikari. . .
 
     
 
     
 
Man eenjam
۱۳۸٧/۱٢/۱٤
Bade modatha eenjam. Khandam migire. Umadam rome belakhare. Daram ba gushi matlab minevisam.
 
     
 
     
 
و یک سال و هشت ماه و اندی روز ...
۱۳۸٧/٤/٢٢

کجا بودم ...

 
     
 
     
 
چتر شکسته
۱۳۸٥/۸/٢۸

نمی دونم تویه این همه آدم که اومدن و رفتن چرا باید دلم برای تو تنگ بشه

تویی که برام هیچی

نمی تونم بهش عادت کنم

 

 
     
 
     
 
show must go on
۱۳۸٥/٧/۱

خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته خسته  ام .

 

*******

هر ۵ دقيقه يکبار يا گوشيمو نگاه می کنم يا ميلمو چک می کنم...

*******

با همه اين حرفها هنوز عاشقم . . .

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٦/٢۸

انتظار خبری نيست مرا...

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٥/٢٩

 

گر خدا بودم ملائك را شبي فرياد مي كردم
سكه خورشيدي را در كوره ظلمت رها سازند
خسته از زهد خدايي نيمه شب در بستر ابليس
در سراشيب خطايي تازه ميجستم پناهي را

*******

به راحتی می تونم سينه تو با يه جسم نوک تيز (البته کند هم باشه مهم نيست )بشکافم همينجوری كه خون می پاشه تو صورتم قلب سياهتو بکشم بيرون توی مشتم لهش کنم ... نه بندازم زير پا لگدش کنم ... باور نمی کنی؟؟؟ من ميتونم ميتونم ميتونم ميتونم  

*******

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٥/۱۸

يادته...

اينقدر خوابم مياد كه انگشتام نمی ره روی كيبورد ولی بايد بنويسم تا يادم باشه كه خستگی برای بعضی كارها لذت بخشه . . .

*****

يادته چقدر زود تنها شديم

يادته چقدر زود دو نيمه يه سيب شديم ، تو نيمه شيرين  ، من نيمه ترش

يادته نه تو بدون من بودي و نه من بدون تو

هيچوقت خاله خاله بازی نمی كرديم هميشه توی خاكهای باغچه دنبال گنج بوديم

هيچوقت عروسك دوست نداشتيم جز اون ابريه كه با طناب می بستيم و از بالای ديوار می نداختيمش تو كوچه

راستی اون باغچه كوچيكه كنج حياط ، تنها گل ياس توش كه شيره گلاشو می مكيديم ، گلهای كوكب كه هميشه رو ناخونامون می چسبونديم ، گل رز سفيد تنها توی اونهمه گل رز قرمز ، يادته فكر می كرديم كه گل رز مسافر كوچولوهه

يادته بعد از پيدا كردن گنج می رفتيم زير درخت مو و شلنگ آبو می گرفتيم روی همديگه يعنی توی طوفان گير كرديم ، تو شيرين دوست داشتنی هميشه از بالای پله ها آويزون لبه پرتگاه می شدی تا من نجاتت بدم...

چرا من سلطان بانو ميشدم تو سلطان

وقتی از در بزرگه وارد می شدی می فهميدم خرابكاری كردي (تنها چيزی كه فقط من می فهمم و تو)

يادته چقدر پفك خورد شده می خورديم 

چقدر بی غم مورچه می ريختيم تو نوشابه و می داديم به بچه ها 

چقدر با لذت يواشكی تو مدرسه لواشك می خورديم

آهان  يه چيزی ،يادته دو تايی خواب مونديم نرفتيم مدرسه مدير اومد دنبالمون

وای يه بار با دمپايی رفتيم مدرسه

تازه اينها يك صدم شيطونيهامون نميشه مگه نه؟

دلت برای اون روزا تنگ شده مگه نه؟

وای ما چقدر تند و تند نداشتن ها رو تجربه كرديم

كی از هم دور شديم يادم نيست شايد با ورود يه آشنای كوچولوی بد اخلاق

نه نه ما از هم دور نشديم

من هر روز به تو می گم پس كی اين آت آشغالاتو از اينجا می بری ولی به دل نگير خوب

چقدر حس عجيبيه عروس شدنت

نيمه من چقدر توی لباس عروسی جيگر ميشی

 

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٥/۸

خانم دزد عزيز آخه نامرد حداقل ميذاشتی يه صدی برام بمونه

. . . دزد عزيز آخه نامرد حداقل ميذاشتی يه خاطره ای كمرنگ باقي بمونه

****

بعضی ها رو فقط بايد زد ... اينقدر که خون بالا بيارن...

****

از تمام دوستان پيتزا خوری پنج شنبه متشكرم (چقدر ادبی شد

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٤/٢٩

آهــــــــــــــای

خسته شدم از اين همه ظلم . . .

چرا فقط دوست دارم جيغ بزنم جيغ . . .

 

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٤/۱٥

فدای سرت

گفتم: ازاون گوشواره ها می خوام

با چشمهای رنگيش محو تماشام بود

گفتم :جون می خوام

وقتی نگينهای ياسی ماه جون رو بهم ميداد با ترس انگشت اشاره شو كشيد كف دستم ، نگين سبز چشماش می لرزيد : اگه بخوای جونمم برات ميدم

 

********

 اشكات يه راه باريكه از چشمات تا چونه ات درست كرده

می دونم كه نوبت منه ، سرمو ميذارم رو شونه ات صدای ظبط رو بلندتر می كنم:

فدای سرت اگه دلمو شكستي...

تو آيينه زهرخند می زنم

********

 جوجه های نوشی رو برگردونيد.

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٤/٤

اطلاعيه

ازكليه متخصصان و جراحان پوست و مو و زيبايی جهت تعويض يك پرزيدنت ؟ دعوت به عمل می ايد.

(يعنی اينجوری درست ميشه؟؟؟)

پس از كليه متخصصين و جراحان مغز و ...

 *************************

آذر ،‌ سپيده، شبنم، فرشته، ناهيد، فاطمه، فريبا ، فرشته ، جمشيد!!! همه دوستايی كه اسمتون يادم نمياد همه معلمهاي من از اول ابتدايی تا اول دبيرستان همه پسرای شيطونی كه جلوی پام نامه مينداختيد  همه گلهای ياس محله قديمی همه و همه خيلی دلم براتون تنگ شده

*************************

تولد خودم (۲۷ خرداد) و وبلاگم مبارك

 

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/۳/٢۳

خدايا يا در دسترس نيستی يا ريجكت ام ميكنی

حداقل جواب sms ام رو بده   *s.o.s*

                                                                           ************

عزيزم!
امروز صبح ، تا كنون ، خيلي دلواپس هستم ! نمي دانم چرا ! مثل مقصري كه مي خواهند او را به محبس ابدي بسپارند . حس مي كنم انقلاباتي در زندگاني من ، به من نزديك است . بدون سبب دلم مي خواهد گريه كنم.

                                                                                از نامه های عاشقانه نيما

                                                                            ************

ميشه لطفا يكی برای من آرشيو درست كنه

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/۳/٧

هر دفعه كه ميگی يه اتفاق بدی برات افتاده يهو از ته دل خوشحال ميشم

ولی چرا بعدش گريه ام می گيره؟؟؟

*******

كاش يكی بياد ، يكی كه مثل هيچ كس نباشه!!!

******

در صبحی زيبا

ديدگانم را به سوی نور گشودم

و وحشت كردم

وقتی مردم تيره را پيش روی خود ديدم...

                                                               آنتون دوسنت اگزوپری

*****

ديشب خواب خيلی بدی ديدم ...

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٢/٢۸

The past is just yesterday

ببخشيد با خودم بودم

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/٢/۱٧

خيلی احمقانه ست ...

 
     
 
     
 
 
۱۳۸٤/۱/۱٥

 

آره تو...

رنگ پاييزی کشيدی بر بهارم

 

 

 
     
 
     
 
 
۱۳۸۳/۱٢/٢٥

« خداحافظ تمام خاطرات قریه‌ی زیبا
دل من سخت غمگین است ... »

                                        از وبلاگ  divooneh.com

 

قوی باش دختر ... قوي...

 
     
 
     
 
 
۱۳۸۳/۱٠/٢۱

فيلتر

 

حدود يه هفته ای ميشه که ديگه فقط ايميلم رو مي تونم چك كنم يعنی فقط ياهو فيلتر نشده ... با يه فيلتر شكن امروز تونستم بيام اينجا برای شايد آخرين بار بنويسم و بگم آخه اين چه وضعيه ... از ويولت دوست عزيزم خيلي ممنونم كه درخواست منو انجام داد و توی کامنتهای قبلی علت تاخيرم رو نوشت ... واي اينقدر سرم شلوغه ولي دلم نمياد حالا كه تا اين مرحله اومدم چيزي ننويسم ... يكي يه فكري بكنه ... من به اصطلاح کم نميارم و در هر شرايطی آپ می کنم اهای چرا تو اين شکلک ها مدل جيغ زدن نداريم آدرس جديد اورکات رو براتون می ذارم البته من با کلی دردسر و فيلتر شکن تونستم وارد اورکات بشم ... شما هم امتحان کنيد ...

http://64.233.171.85/login.aspx

 سكوت آب
مي تواند
خشكي باشد وفرياد عطش :
سكوت گندم
مي تواند
گرسنگي باشد وغريو پيروزمندانه ی قحط:
همچنان كه سكوت آفتاب
ظلمات است
اما سكوت آدمي فقدان جهان و خداست :
غريو را
تصويركن !

 
     
 
     
 
 
۱۳۸۳/۱٠/٦

 

چشمامو می مالم اثری از ياسهای سپيد رو ی سرانگشتام نمی بينم

چشمامو می بندم و يه نفس عميق می کشم ...